یه روزی باید به خودم برگردم.
به خودِ خودم
+
نوشته شده در
90/09/24ساعت توسط من بی تو
|
نمی دونم چرا هر کی که روابط عمومی و اجتماعی بلد نیست به پست من می خوره ؟
حال به هم زن شدن خیلیا.
+
نوشته شده در
90/08/21ساعت توسط من بی تو
|
قلبم پوسیده است انگار
درد میکند و میپیچد
درد میکند و میپیچد و بهانه میگیرد
تیر میکشید گاهی و
من با دستهای زخمدار دیگر توان آرام کردنش را ندارم
قلب که فرسوده شد، دیگر درمان ندارد
و این قلب ناسور من درمان ندارد
+
نوشته شده در
90/08/21ساعت توسط من بی تو
|
قلبم پوسیده است انگار
درد میکند و میپیچد
درد میکند و میپیچد و بهانه میگیرد
تیر میکشید گاهی و
من با دستهای زخمدار دیگر توان آرام کردنش را ندارم
قلب که فرسوده شد، دیگر درمان ندارد
و این قلب ناسور من درمان ندارد
+
نوشته شده در
90/08/21ساعت توسط من بی تو
|
غــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
+
نوشته شده در
90/08/20ساعت توسط من بی تو
|
+
نوشته شده در
90/08/18ساعت توسط من بی تو
|
انگشت دستش سرد شد
سیاه شد
از حس افتاد
قطع شد
+
نوشته شده در
90/08/15ساعت توسط من بی تو
|
روی حقیرو پست دنیا روبرومه
این روزا ....
+
نوشته شده در
90/08/15ساعت توسط من بی تو
|
از چی بنویسم ؟
از دلی که دست خودم نیست ؟
+
نوشته شده در
90/08/14ساعت توسط من بی تو
|
+
نوشته شده در
90/08/05ساعت توسط من بی تو
|
نمی دونی چقدر دلم میخواد بنویسم
ولی نمی تونم
اینکه بخوای و نتونی درد بدیه
خسته ام، خیلی ....
از خودم بیش از همه چیز و همه کس ....
یه
شبایی وقتی دارم میخوابم با خودم فکر میکنم یعنی میشه فردا صبح دیگه مجبور
نباشم بیدار بشم، و بعد از خودم با همه ی این فکر و خیالام
با
همه ی آشفتگیهام بیزار می شم ....
+
نوشته شده در
90/08/04ساعت توسط من بی تو
|
+
نوشته شده در
90/07/30ساعت توسط من بی تو
|
من با تو چنانم ای نگار ختنی
کاندر غلطم که من توام یا تو منی
+
نوشته شده در
90/07/30ساعت توسط من بی تو
|
+
نوشته شده در
90/07/28ساعت توسط من بی تو
|
ریحون کاشتم در باغ دلم
تو سبز شدی
+
نوشته شده در
90/07/28ساعت توسط من بی تو
|
تو نترس
من با تو و کنار توام
+
نوشته شده در
90/07/28ساعت توسط من بی تو
|
آرامشم را دست چین می کنم
در دستانت
نگاهت
نفست
موها و چشمانت
+
نوشته شده در
90/07/27ساعت توسط من بی تو
|
قسم به چشماته
تنها قسم راستم .....
+
نوشته شده در
90/07/27ساعت توسط من بی تو
|
کتاب هنوز عطر دستان تو را می دهد و سطر سطرش رد چشمان پاک و معصوم تو را ....
همین احساس برای بودن کافی ست.
+
نوشته شده در
90/07/27ساعت توسط من بی تو
|
این روزها شب ها با ترس بیدار نشدن می خوابم هر شب ....
من از تنگی و تاریکی قبر میترسم.
+
نوشته شده در
90/07/27ساعت توسط من بی تو
|
اگر تو آمده بودی بهار می آمد
زمانه با دل عاشق کنار می آمد
همین تو رو می گما ...
+
نوشته شده در
90/07/27ساعت توسط من بی تو
|
شده ام عین این بچه ها که تا کسی بهشان می گوید بالای چششان ابرو، قهر می کنند و میروند توی دامان مادرشان. گریه می کنند و شکایت و .....
این روزها، دوست دارم شبهای سخت را کنار مزار تو طی کنم ....
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|
کسی هست داروهاتون رو بگیره ؟
آره بدید خودم میگیرم ....
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|
نفرین رو از خودت دور کن.
اول از همه دامان خودت رو میگیره
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|
اولین و آخرین چیزی که می تونه گند بزنه به یه رابطه دو نفره توقع ه ....
ولی مگر میشه توقع نداشت ؟
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|
چرا ما نمی خوایم باور کنیم که همه آدمها تنها به فکر خودشونن ؟
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|
دکتر گفت بدون عمل نمی مانم
به سخت جانی خود ایمان آوردم
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|
دل ِ دلگیرم پیش تو گیر کرده
+
نوشته شده در
90/07/26ساعت توسط من بی تو
|