همیشه با خودم فکر میکردم چرا آدمها افسرده میشن؟ چرا بعضیها به خودکشی میرسن؟
افسردگی چرا وقتی همه چیز دست خودمونه خودمون می خوایم که خوشبخت بشیم یا بدبخت؟
الانم که فکر میکنم نظر
قبلیمو هنوزم تا حدودی از نظرعقلانی قبول دارم ولی حسم تغییر کرده شاید
چون به یه سری حقایق تو زندگی رسیدم به یه چیزهایی که نمیشه تغییر داد مثل
نرسیدن ها مثل مرگ ها که دست خود آدم نیس ولی حسابی تو روحیه و زندگی آدم
تاثیر میگذارن من هنوز مسرانه و به طور تاحدودی مرضی مسئولیت همه
ناکامیهامو خودم به عهده میگرم ولی در مورد اینکه تو از دست دادن فرصت ها
انقدر ماهر هستم خودم رو مقصر نمیدونم این دیگه کار خداست ولی آخه خدا من
چرا اینطوریم؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:38  توسط سعید
|
عيد فطر اوج قرب اليالله است .
با توجه به اينكه عيد يعني بازگشتن، دو نوع بازگشتن شامل بازگشت به بهار طبيعت و بهار معنويت داريم
عيد فطر بازگشتن به بهار معنويت است و دلها پر از معنويت، لطف، صفا و ارتباط با خدا است.
انسان با بحران گرفتاريهاي زندگي از مسير معنويت
دور ميشود ولي خداوند با ضيافت الهي او را دوباره
به قرب خود بر ميگرداند
وامروز اوج قرب الهي است انسان در عيد فطر به
فطرت خود باز ميگردد و در مسير لطف و محبت
خدا قرار ميگيرد.
كسي در ماه رمضان رستگار است كه خود را از ميل
به گناهان پاك كند و در نهاد خود عبوديت خدا را قرار
داد.
خداوند در ماه مبارك رمضان غفران و بخشش گناهان
و مائده پر از ثواب از اعمالمان را به ما هديه داد.
كار
مهم تر ما اين است كه اين هديههاي خداوند را با اعمال نيك حفظ كنيم.
انساني كه گناه ميكند تمام اندوختههاي معنوي خود را از بين ميبرد و با
اين وجود
بايد نورانيتي كه خداوند در ماه رمضان به ما داد را حفظ كنيم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 10:2  توسط سعید
|
صفر را بستند
که ما به بیرون زنگ نزنیم !
از شما چه پنهان ....
ما از درون زنگ زدیم !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 9:50  توسط سعید
|
وقتی وانمود می کنم
همه چیز همان هست که باید باشد
دقیقاً همان می شوم که تو همیشه می خواستی باشم
تنها قصد دارم حقیقیت را وارونه جلوه دهم
نمی توانم تظاهر به همونی کنم که تو می خواهی
چون اینگونه از تو دروغ می بافم
بگذار خودم به آن برسم
باور کن آن چیزی که میشوم تو می پسندی
این احساسی هست که من رو از تنهایی در می آورد
بگذار زندگی ام را بدست بگیرم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 17:17  توسط سعید
|